@وصل@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وصل گزينه قطع و وصل برق وصل کردن به برق وصل کردن به هم وصل کردن ... به نقطه ثابتى وصل نمايد ... به نقطه ثابتى وصل نمايد دوشاخه را به سيم برق وصل کردن وصل کردن وصل کردن از راه فاصل وصل شدن وصل شده