@وصيت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وصيت پيمان يا وصيت قديم گواهى نمودن صحت وصيت نامه تدوين وصيت نامه ... کسى که بى وصيت مرده به طور ... تهيه و تدوين وصيت نامه ... وارث يابى وصيت مرده باشد داراى وصيت داراى وصيت نامه بودن رونوشت گواهى شده وصيت نامه فاقد وصيت نامه متمم وصيت نامه نگارش وصيت نامه نداشتن وصيت نامه وابسته به وصيت نامه وصيت کردن وصيت کرده وصيت کننده وصيت شده وصيت نامه وصيت نامه يا سند ديگرى