@وضع@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وضع پس از وضع حمل پيش بينى وضع هوا يا حوادث گفتگو در باره وضع کسب ... تعقل و تفکر وضع روحى فرد را ... به وضع اول برگشتن به وضع بد گذشته برگشتن تجديد وضع کردن تجديد وضع هسته اى آغازيان ... تغيير وضع تغيير وضع دادن تغيير وضع مزاجى و روحى ... حکم اعاده وضع در وضع خطرناکى انجام وظيفه کردن دشوارى وضع ساختمان و وضع طبيعى سر و وضع شخصى که وضع هوا و امواج ... ششمين وضع قانون وضع کردن ... و توضيح وضع جغرافيايى ناحيه ... نمودار وضع هوا و ميزان ... وضع گل وضع کردن وضع کردن تصويب کردن وضع کردنى واژه هاى شامل وضع ـ (57) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}