@وضعيت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وضعيت کلمه وضعيت برنامه کلمه وضعيت مجرا کلمه وضعيت نما رمز وضعيت نقشه وضعيت نما وضعيت کارها وضعيت آغازى وضعيت استثنايى وضعيت تامل وضعيت جغرافيايى وضعيت خطا وضعيت دستگاه وضعيت دشوار وضعيت ساختمان جسمانى وضعيت غامض وضعيت قرار دادى وضعيت منع وضعيت وقفه وضعيت يا موقعيت