@وظيفه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وظيفه ... به عنوان وظيفه انجام مى ... ... از انجام وظيفه شانه تهى ... کليد وظيفه اى افراط در انجام وظيفه افسر وظيفه انجام کارى بيش از حد وظيفه انجام وظيفه کردن ترک وظيفه خدمت وظيفه دخشه وظيفه بندى در وضع خطرناکى انجام وظيفه کردن رمز وظيفه نما سرباز وظيفه شخص وظيفه نشناس طرح وظيفه مندى مقام يا وظيفه صدارت عظمى ناوى وظيفه نظام وظيفه نمودار وظيفه مندى واحد وظيفه مند وظيفه گرا وظيفه گرفتن و ول گشتن وظيفه اساسى وظيفه اى وظيفه حسى واژه هاى شامل وظيفه ـ (38) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}