@وظيفه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وظيفه وظيفه خانه دارى وظيفه خوار وظيفه خوار کليسا وظيفه خور وظيفه دار وظيفه داشتن وظيفه شناس وظيفه شناسى وظيفه مندى وظيفه منع وظيفه نشناس وظيفه نشناسى وظيفه يا پولى که کارفرما ... واژه هاى شامل وظيفه ـ (38) : 1 , 2