@وقوع@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وقوع احتمال و وقوع احتمال وقوع احساس وقوع امرى از پيش احساس وقوع امرى در آينده از آمدن يا وقوع چيزى خبر دادن الهام قبل از وقوع امرى بترتيب وقوع به تنهايى وقوع يافته ترتيب زمانى وقوع ترتيب وقوع کلمه در عبارت ... ترتيب وقوع قوافى در بند شعرى ثبت وقوع خرابى جاى وقوع در شرف وقوع در شرف وقوع بودن سبب وقوع امرى شدن غيبت هنگام وقوع جرم قبلا وقوع امرى را ترتيب دادن قضاوت قبل از وقوع محل وقوع جرم يا دعوى ندرت وقوع وقوع خطر نزديک وقوع در سه حالت وقوع درخارج وقوع قبل از موعد مقرر واژه هاى شامل وقوع ـ (29) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}