@ولد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ولد آماده زاد و ولد دوتايى با هم آمار زاد و ولد و مرگ و مير زاد و ولد کردن زاد و ولد از راه جفت گيرى زاد و ولد بدون جفت گيرى زاد و ولد جنسى زادو ولد ميزان زاد و ولد