@وهله@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وهله ... صداى جداگانه در يک وهله جوجه هاى يک وهله جوجه کشى ... بيش از يک وهله جفت گيرى در ... دو وهله اى فقط در يک وهله ... جانورى در يک وهله مى زايد ... که در يک وهله زائيده مى شوند ... که در يک وهله به دام کشيده ... ... لحن موسيقى در يک وهله ... دوره يا يک وهله کار ماشين چاپ يک وهله بلند کردن بار