@ويژه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ويژه پزشک ويژه گير آسيب شناسى پوشاک ويژه پيروى دانش يا پيشه ويژه ژاکت ويژه خفت کردن ديوانگان گچ ويژه شکسته بندى و قالب گيرى گل سفيد ويژه سفيدکارى و ... کار ويژه کالاى ويژه کشيشى که عبادتگاه ويژه دارد کلنگ دوسر ويژه کوهنوردى کيفيت ويژه آلت سنجش وزن ويژه مايعات اتاق ويژه آرايش اتاق ويژه تخت خواب دارو مجلل اتاق ويژه سيگار کشيدن اسباب ويژه قطع لوله هاى فلزى اصطلاحات و لغات ويژه فرانسوى اصطلاحات ويژه زبان آلمانى به کار ويژه اى گماردن تشريفات امتياز ويژه جاى ويژه جاى ويژه در تئاتر و غيره جاى ويژه زندانى در محکمه جايگاه ويژه جايگاه ويژه هيئت منصفه ... واژه هاى شامل ويژه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5