@ويژه@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ويژه حالت ويژه حالت ويژه دادن حق ويژه حق ويژه ارباب صاحب تيول خياط لباس هاى محلى و ويژه داراى گرايش ويژه و عمدى داراى امتياز يا حق ويژه داراى بافت ويژه اى نمودن داراى حق ويژه داروى ويژه يا اختصاصى زبان ويژه زبان ويژه ى دزدان سال ويژه سته ويژه سود ويژه شرح ويژه شن ويژه ريخته گرى آهن شيوه ويژه هر نويسنده صندوق ويژه وجوه کوچک طبيب ويژه گر سفليس طبيعت ويژه طرز فکر ويژه ظرف ويژه بو دادن ذرت قانون ويژه قيچى ويژه چيدن مو يا گياه واژه هاى شامل ويژه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}