@ويژه@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ويژه لباس ويژه شام يا مهمانى شب مقاومت ويژه مقاومت ويژه مغناطيسى نشان ويژه نماد ويژه نمونه ممتاز ويژه نمايش وابسته به حالت ويژه ... طرز فکر يا شيوه ويژه کسى ويژه گر ويژه گر پر کردن پوست ... ويژه گر پرورش جنگل ويژه گر چشم پزشکى ويژه گر کيفر شناسى ويژه گر آواشنود ويژه گر اعصاب ويژه گر اهلى کردن جانوران ويژه گر برش و قطع ... ويژه گر بيمارى هاى کودکان ويژه گر بيمارى هاى ... ويژه گر بيمارى هاى دستگاه ادرار ويژه گر تشريفات مذهبى ويژه گر تغذيه ويژه گر جانور شناسى ويژه گر جغرافياى طبيعى ويژه گر خوراک واژه هاى شامل ويژه ـ (102) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}