@ياخته@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ياخته پر ياخته پروتوپلاسم منطقه خارجى ياخته ... انقباض سفيده ياخته و خروج ... چند ياخته اى ... بسيار ريز ياخته هاى گياهى ... بخش خارجى ياخته بى ياخته بين ياخته اى تک ياخته تک ياخته شناسى تقسيم مستقيم ياخته جانور چند ياخته اى داراى فواصل در بين ياخته ها ... قابليت کشتن ياخته هاى نطفه ... داراى ياخته جنسى نر کوچک ... درون ياخته اى رشد توام با عدم تقسيم ياخته رنگ ياخته اى سفيده ياخته سه ياخته اى غشاء خارجى سفيده ياخته ماده ى رنگ ناپذير هسته ى ياخته ... روى ساختمان ياخته هاى آنان ميکرب هاى تک ياخته نطفه يا ياخته نر غير متحرک ... واژه هاى شامل ياخته ـ (42) : 1 , 2