@ياد@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ياد ياد آور ياد آور شدن ياد آوردن ياد آوردنى ياد آورى ياد آورى کردن ياد آورى کننده ياد بود ياد بود يالوح سنگى ياد دادن ياد داشت ياد داشت کردن ياد دهنده ياد سپردن ياد نياوردنى واژه هاى شامل ياد ـ (40) : 1 , 2