@ياشدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ياشدن آهسته کردن ياشدن بازنشسته دانستن ياشدن خاموش کردن ياشدن دگرگون کردن ياشدن رگ به رگ کردن ياشدن رسيده کردن ياشدن شاد کردن ياشدن شيب دار کردن ياشدن طفيلى کردن ياشدن غمگين ساختن ياشدن لکه دار کردن ياشدن مسحور کردن ياشدن مسطح کردن ياشدن