@يقه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يقه پيراهن بى يقه پيراهن يقه باز ورزشى چاقوى مخصوص مبارزه دست به يقه ژاکت يقه دار اشکال تزيينى محدب حاشيه يقه برگردان يقه جنگ دست به يقه دست به يقه دست به يقه شدن با يقه پهنى که روى لباس مى دوزند يقه پيراهن يقه گلابى يقه اسکى يقه باريک تورى و حاشيه ... يقه باز يقه برگردان يقه سفيد يقه قلبى شکل