@يى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يى پهلوان افسانه يى کنده يى کردن مدارک کيف پارچه يى محتوى لباس ملوانان حرفه يى حرفه يى کردن حرفه يى بودن حرفه يى شدن صفحه يى عروسک پارچه يى لبه کنگره يى مثل تمبر پست لوله يى مدرسه يى مشت زن حرفه يى مشت زنى حرفه يى