@يک@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک پاسبانان يک محل پرندگان يک ناحيه پرواز يک يا چند هواپيما ... ... شست با يک حورى دريايى ... ... است به معنى يک و تک و ... ... است به معنى يک و واحد و ... پيمانه اى در حدود به يک ليتر چاقوى بلند يک لبه چرخش به يک سو چرخش ناگهانى کشتى به يک سو ... هم را با يک حرف آغاز کردن ... همزمان بر روى يک سيم فرستادن چهار يک چيز عالى و درجه يک ... يا کت داراى يک يا دو رديف ... گردونه چهار چرخه يک يا چند اسبه ... اسبه که يک راننده داشته ... ... يافتن مرض از يک نقطه ى بدن ... گياه يک ساله گياهان يک ناحيه کار يا نتيجه يک عمر زندگى کاغذ بزرگى که يک روى آن چاپ ... ... مصنوعات مهم و اصلى يک محل ... کوچک در اندازه يک کيف دستى ... فعاليت شيميايى يک ماده واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}