@يک@11

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک دستکش داراى يک جا براى ... دستخوش يک فکر يا ميل قوى دسته گل يا يک دسته علف ... کارگران مسئول يک قسمت از ... ... افرادش معتقداند از يک جد يا نيا ... ... نظامى و افسران يک منطقه يا کشتى ده يک ده يک گرفتن از دو دور مسابقه يک تيم در يک روز دوره يک چهارم نهايى در ... دوست يک دل و يک زبان ... نيروى ترکيبى يک هيدروژن است ... متمرکز در يک قدرت مرکزى راننده يک جفت حيوان يا ... راهنماى يک خطى در نرم افزارها رزحيه يا طرزفکر يک عصر يا دوره رزمناوى که يک رديف توپ دارد رساله در باره يک موضوع روش اخلاقى يک نويسنده يا ... روى يک پا جستن ريل واحد مخصوص حرکت ترن يک چرخه ... جوانى که در يک دسته کر مى ... زندگى گياهان و جانوران يک ناحيه زندگى گياهى يک ناحيه زندگى با يک شوهر واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}