@يک@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... حاصله از تقاطع يک خط با دو ... زورق بادبانى که يک يا چند بادبان ... ... چند ستون يک پارچه سنگى ... سالى يک مرتبه واقع شونده ستون يک سرود يک نواخت سفته داراى يک امضاء سلول هاى عصبى يک قطبى سلول يک نفرى سلول يک هسته اى سنت که معادل يک صدم دلار آمريکايى ... ... مجموعا نمايشگر يک صوت باشد سه يک سوسن يک روزه ... و گردانندگان يک سازمان سيستم پارلمانى يک مجلسى ... بين اطاق هاى يک اداره به وسيله ... ... پنج واحد يا نفش يک جور شبيه يک دوازدهم شخص مهم در ميان يک دسته ... مالک سهام يک ياچند شرکت ... شش يک ... نثرى مرکب از يک هجاى بلند بين ... شعر يک بحرى شعر يک وزنى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32