@يک@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... حاصله از تقاطع يک خط با دو ... زورق بادبانى که يک يا چند بادبان ... ... چند ستون يک پارچه سنگى ... سالى يک مرتبه واقع شونده ستون يک سرود يک نواخت سفته داراى يک امضاء سلول هاى عصبى يک قطبى سلول يک نفرى سلول يک هسته اى سنت که معادل يک صدم دلار آمريکايى ... ... مجموعا نمايشگر يک صوت باشد سه يک سوسن يک روزه ... و گردانندگان يک سازمان سيستم پارلمانى يک مجلسى ... بين اطاق هاى يک اداره به وسيله ... ... پنج واحد يا نفش يک جور شبيه يک دوازدهم شخص مهم در ميان يک دسته ... مالک سهام يک ياچند شرکت ... شش يک ... نثرى مرکب از يک هجاى بلند بين ... شعر يک بحرى شعر يک وزنى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}