@يک@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... با آواز يک نفرى همراه ... شماره يک شمشير يک لبه ى برنده صحبت يک نفرى صندلى يک نفرى ... سخن شخص در يک مرحله زندگى ... در دست يکنفر يا يک هيئت طرفدار داشتن يک همسر ... استفاده از يک دست پيش ... عبارت مشخص يک طبقه عبارت منتخبه از يک کتاب عبور نور از يک عضو عدد بيست و يک عدد يک عدد يک با تعداد صفرهاى ... عدد يک با شصت صفر عدد يک با صد صفر در جلوى آن عضو متحد و يک رنگ عضوهيئت قانون گذارى يک شهر ... که پس از يک نت قرار مى ... عنوان کوچک هر يک از صفحات کتاب عنوانى که يک درجه پايين ... عينک يک چشم عينک يک چشمى غول يک چشم واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32