@يک@14

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک غول يا پهلوان يک چشم ... آخرين جمله يک تصاعد هندسى ... ميان دوره يک سلطنت با ... فاصله يک چهارم فروشگاه مخصوص کارمندان يک اداره ... مشابه متعلق به يک شرکت يا کالا فقط به يک زبان فقط در يک وهله فقط يک طرفش پخته ... ها و اصطلاحات يک علم يا يک ... ... غيره از يک سوى رودخانه ... ... و ايجاد يک ارگانيسم از ... قسمت خارجى يک موجود قسمتى از يک بخش يا ناحيه قسمتى از يک عمارت ... متشابه و يک مصرع کوتاه ... قلمرو و يک نت لقاح دوياچند تخم در يک تخم ريزى ... مراسله بين ادارات يک موسسه ماده يک شکل ماليات پنج يک مامور رسمى يک دولت مايو يک تکه ... تصاريف مختلفه يک لغت يا ... مبنى بر يک فلز واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}