@يک@15

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک متمايل به يک طرف متمم نسبت به يک ... بين کارمندان يک موسسه پخش ... مجموعه کارمندان يک اداره ... معارف و فرهنگ يک قوم و نژاد مجموعه يک طبقه از صنوف اجتماعى ... گفته ها و اقوال يک شخص مجموعً لغات يک زبان محتوى يک بطرى محدود کردن به يک ناحيه محدود به يک محل محدود به يک ناحيه کردن مختص يک ديار ... آب و هواى يک شهر يا يک ... مخصوص يک اسب ... سير تکامل يک منطقه از ... مرحله انقباضى يک دوره کار قلب ... افراد ماليات پرداز يک ناحيه مسافرت کردن از يک مکان به مکان ... ... هاى موثر در يک گروه بشرى مظروف يک ليوان ... آن مستلزم حل يک يا چند معادله ... ... وجود روح حافظ يک قوم يا قبيله معرفى عناصر يک جسم مفصلى که در يک سطح حرکت کند واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}