@يک@16

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک مقالات گوناگون در باره يک موضوع مقام و يک نت مقدار کارى که يک کارگر در زمان ... مقدار نان در يک پخت مقدار نقره آزاد يک مسکوک ... کردن وزنه يک پوندى به ... مقدارى از يک مدار مقياس سطحى معادل يک چهارم جريب مقيم در يک جا منطقه آب آزاد در يک درياى يخ نام يک قبيله سرخ پوست نت يک چهارم نت يک شانزدهم نت يک هشتم نخستين نمايش يک نمايشنامه نظر به يک طرف نفوذ يک حل کننده از يک پرده ... دادن فرهنگ يک جامعه به ... ... و غيره از يک وسيله يا کشتى ... ... تزيينات اطراف يک تابلو نقاشى ... براى معرفى يک راسته يا ... نور متمرکز در يک نقطه ... که جانورى در يک وهله مى زايد نوع معرف و نماينده يک جنس ... سفيد خون که يک هسته دارد واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}