@يک@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک مقالات گوناگون در باره يک موضوع مقام و يک نت مقدار کارى که يک کارگر در زمان ... مقدار نان در يک پخت مقدار نقره آزاد يک مسکوک ... کردن وزنه يک پوندى به ... مقدارى از يک مدار مقياس سطحى معادل يک چهارم جريب مقيم در يک جا منطقه آب آزاد در يک درياى يخ نام يک قبيله سرخ پوست نت يک چهارم نت يک شانزدهم نت يک هشتم نخستين نمايش يک نمايشنامه نظر به يک طرف نفوذ يک حل کننده از يک پرده ... دادن فرهنگ يک جامعه به ... ... و غيره از يک وسيله يا کشتى ... ... تزيينات اطراف يک تابلو نقاشى ... براى معرفى يک راسته يا ... نور متمرکز در يک نقطه ... که جانورى در يک وهله مى زايد نوع معرف و نماينده يک جنس ... سفيد خون که يک هسته دارد واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32