@يک@17

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... متلاشى و مختلف يک شکل يا نقشه ... نوعى درشکه سبک يک اسبه هر بار يک تخم گذار هر يک هر يک که هر يک از هر يک از پنجاه حورى ... هر يک از حيوانات منفرد ... هر يک از خطوط موازى هر يک از دوبال جلو ... هر يک از مشتقات پروتئين ... هم جنس و يک جور سازى همانندى درنتيجه داشتن يک اصل ... منشعب شدن از يک ريشه يا مبدا ... ... هايى که در يک وهله زائيده مى ... ... ماهيهايى که در يک وهله به دام ... هواپيماى يک باله هيچ يک وکيل درجه يک دادگسترى ... لحن موسيقى در يک وهله ... گيرى جانوران از يک جنس ... به دفع شهوت يک زن با زن ... وابسته به نام يک محل يا منطقه وابسته به يک ريشه و اصل ... شوروى يعنى يک منات طلا واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}