@يک@19
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک يک چند يک چندى يک چنين يک چهاردهم يک چهارم يک چهارم پرده يک چهارم پوند يک چهارم پينت يک چهارم بوشل يک چهارم وسعت يک چهلم يک چيزى يک گاز يک گذرى يک گير يک گيل يک گيلاس مشروب يک کپه اى يک کاره يک کسى يک کيسه يک کيلوگرم معادل هزار گرم يک آن يک آهنگى يک ارزشى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32