@يک@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک کتاب اصلى در يک موضوع کرجى يک دکلى قديمى ... در مسابقه يک چهارم نهايى ... کشتى يک دکله کشتى يک دکلى عربى کليه گياهان يک سرزمين کليه جانوران يک سرزمين يايک ... کليه زمين مايملک يک شخص کليه مرغان يک سرزمين کليه مستاجرين يک ملک ... هاى مشجر که يک جامعه را از ... ... برنامه کار يک مجلس يا ... آکل يک نوع غذا آبگونه يا ماده يک جنس يا يک ... ... پياپى با يک حرف متشابه ... آنچه در يک گارى جا بگيرد آنچه در يک دامن جاگيرد آواز يک نفرى که در ... ائتلاف چند شرکت با يک ديگر ائتلاف يک شرکت با شرکت ديگر اتاقک يا کوپه يک نفرى ترن ... که درنتيجه يک محرک درسلول ... ... مجاورت جسمى در يک فعل و انفعال ... اثر يا تصنيف از يک شخصيت خيالى اجتماع افراد يک تيم واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32