@يک@20
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک يک اسبه يک استاندارد که اجازه ... يک اسيدى يک اصطلاحى يک اولادى يک اينچ يک بچه زا يک بار کاميون يک بار ديگر يک باره اى يک برگچه اى يک برگه يک برى يک بسته يک بعدى يک بغل يک بقچه يک بنيانى يک به يک يک بيک يک بيت شعر يک بيستم يک تکه يک تکه چوب يک تکه کردن واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32