@يک@24
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک يک در ميان يک در ميان آمدن يک در ميان در دو جهت قرار دادن يک در ميانى يک دريچه اى يک دست يک دستگاه يک دسته کبک يک دسته سرباز يک دسته سه تايى يک دسته ميله که تبرى ... يک دسته نظامى کمين کرده يک دسته ورق يک دفعه يک دقيقه يک دم يک دنده يک دهن غذا يک دوازدهمى يک دوجين يک دور بازى يک دور مسابقه يا بازى يک دوره يا يک وهله ... يک راست يک راهه واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32