@يک@27
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک يک صدم ليتر يک صوتى يک ضلعى يک طبقه سفيد رنگ و ... يک طرفه يک طرفى يک ظرف غذا يک عدد يک عده پاسبان يا نظامى ... يک فوت مکعب در ثانيه يک قازى يک قدم سبقت يک قطبى يک قطره يک قطعه ى رومانتيک يک لا يک لاى طناب يک لحظه يک لقمه غذا يک ليره يک ليوان بزرگ ويسکى ... يک ماه قمرى يک متر مکعب يک محورى يک مربع حسابى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32