@يک@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... سوزش يادرد در يک عضو بدن در ... اختفاى اثرات يک نژاد به ... ... صفات ارثى يک طايفه ميان ... ... يا تلفظ يک کلمه بامتن ... ... دستجمعى براى نمايندگان يک حزب از يک پدر و مادر از يک جاى ديگر از يک جهت متناقض از يک ريشه از يک سو از يک سو پهن و از طرف ديگر محدب از يک سو مقعر و از ... از يک صلب از يک طرف از يک طرف رودخانه به ... از يک طرف مسطح و از ... از يک ظرف به ظرف ديگر ريختن از يک قسمت کتاب به ... از يک نژاد ايجاد کردن از يک هواپيما به هواپيماى ديگر از يک ولى ... گلبول هاى سفيد يک هسته اى خون ازدياد خون در يک نقطه ... که شامل يک قسمت استوانه ... اشکال مختلف يک حرف واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}