@يک@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک ... سوزش يادرد در يک عضو بدن در ... اختفاى اثرات يک نژاد به ... ... صفات ارثى يک طايفه ميان ... ... يا تلفظ يک کلمه بامتن ... ... دستجمعى براى نمايندگان يک حزب از يک پدر و مادر از يک جاى ديگر از يک جهت متناقض از يک ريشه از يک سو از يک سو پهن و از طرف ديگر محدب از يک سو مقعر و از ... از يک صلب از يک طرف از يک طرف رودخانه به ... از يک طرف مسطح و از ... از يک ظرف به ظرف ديگر ريختن از يک قسمت کتاب به ... از يک نژاد ايجاد کردن از يک هواپيما به هواپيماى ديگر از يک ولى ... گلبول هاى سفيد يک هسته اى خون ازدياد خون در يک نقطه ... که شامل يک قسمت استوانه ... اشکال مختلف يک حرف واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32