@يک@31
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک يک هزارم کيلوگرم يک هزارم آمپر يک هزارم ثانيه يک هزارم فاراد يک هزارم ليتر يک هزارم متر يک هزارم ميکرون يک هزارم ولت يک هزارمين قسمت يک هسته اى يک هشتادم يک هشتم يک هفتم يک هفته يک و نيم گذرى يک واحد يک وجب يک ور يک ور کردن يک ور راه رفتن يک ور شدگى کشتى در اثر باد يک ور شدن يک ور شده يک ورى يک ورى کردن واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32