@يک@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک به قدر يک فنجان چاى به قدر يک قاشق چاى خورى به قدر يک ليوان به قور يک دامن به نفع يک طرف به وجود آمده از يک پدر و مادر به يک اندازه به يک حمله به يک درجه به يک طرف به يک طرف متمايل کردن به يک نحوى به يک نظر ديدن به يک نوعى بيست و يک تکرار يک يا چند عبارت متوالى تا يک اندازه ... در تبادلات اتمى يک عنصر تبعه يک کشور تحولات زبانى يک ملت در ... ... ترکيب فسفر با يک عنصر يا ريشه ... ... ساعت در سر هر يک ربع ترس ناگهانى يک گله اسب تصوير يک رنگ طيف نماى خورشيد تضاد بين يک ميکرب و فرآورده ... واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32