@يک@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک تعداد اتم هاى يک مولکول تعويض کلمات يک عبارت تغيير از يک حالت بحالت ديگر تغيير يک کلمه يا عبارت ... ... مختلف تاريخ در يک زبان يک ملت ... ... به دو قسمت در يک انتها ... صداى جداگانه در يک وهله ... دهانى نصب بر روى يک دسته تمايل به يک سو تمايل به يک طرف تنها محصول يک نطفه واحد توپ گلف يک بازيکن در جلو ... توپهايى که در يک سوى کشتى آراسته ... توافق با آب و هواى يک محيط توجه به يک نقطه يا يک ... توجيه مفاهيم مرکب با يک کلمه ثابت در يک نقطه جانور افسانه اى داراى يک شاخ ... شدن زمينى از يک ملک و پيوستن ... جزيى از يک کل جنس فرعى از يک نژاد جوجه هاى يک وهله جوجه کشى ح لت يک منطقى حکومت متشکل از يک قوم يا يک ملت حاصل جمع يک ورى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}