@يک@7
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه يک تعداد اتم هاى يک مولکول تعويض کلمات يک عبارت تغيير از يک حالت بحالت ديگر تغيير يک کلمه يا عبارت ... ... مختلف تاريخ در يک زبان يک ملت ... ... به دو قسمت در يک انتها ... صداى جداگانه در يک وهله ... دهانى نصب بر روى يک دسته تمايل به يک سو تمايل به يک طرف تنها محصول يک نطفه واحد توپ گلف يک بازيکن در جلو ... توپهايى که در يک سوى کشتى آراسته ... توافق با آب و هواى يک محيط توجه به يک نقطه يا يک ... توجيه مفاهيم مرکب با يک کلمه ثابت در يک نقطه جانور افسانه اى داراى يک شاخ ... شدن زمينى از يک ملک و پيوستن ... جزيى از يک کل جنس فرعى از يک نژاد جوجه هاى يک وهله جوجه کشى ح لت يک منطقى حکومت متشکل از يک قوم يا يک ملت حاصل جمع يک ورى واژه هاى شامل يک ـ (783) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32