@پا@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پا شبيه پا شست پا شش پا صد پا صداى پا صداى کوبيدن پا ضعف ماهيچه ى ساق پا طاوسى پا کوتاه آسيايى و اروپايى طبقه زيرين پاشنه پا طوطى سبز رنگ و منقار و پا قرمز غل و زنجير پا غل و زنجير براى بستن پا فلج پا فن معالجه و درمان امراض پا قسمت کف پا قلم پا قوزک پا قوزک پا يا پس زانوى چهار پايان مچ پا مانيکور پا ماهيچه ساق پا محل استقرار پنجه پا مربوط بقسمت خارجى ساق پا مرغ پا کوتاه مرغ پا بلند قوى منقار و دراز دم واژه هاى شامل پا ـ (195) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}