@پارچه@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه پارچه کشباف پارچه کشباف مخصوص لباس ... پارچه کشميرى پارچه کلفت پرده اى پارچه کهنه پارچه کيسه اى پارچه کيسه دوزى پارچه آسترى پارچه آسترى مبل و غيره پارچه آهاردار و زمخت پارچه ابريشم طبيعى يا مصنوعى پارچه ابريشم مصنوعى لباس زنانه پارچه ابريشمى پارچه ابريشمى گل برجسته پارچه ابريشمى کراواتى پارچه ابريشمى خشن چينى پارچه ابريشمى خيلى محکم و کلفت پارچه ابريشمى سبک و ... پارچه ارگاندى پارچه اطلس ما پارچه اى که از پشم ... پارچه بادبانى پارچه بارانى پارچه بافته پارچه بافى واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9