@پارچه@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه پارچه زربفت ابريشمى سنگين پارچه زرى پارچه زنانه پوپلين پارچه ساخته شده از ... پارچه ساده بافت پارچه سبک وزن پشم ... پارچه سرقيچى پارچه سست بافت پرچمى پارچه سفيد نخى پارچه شراعى پارچه شورنرو پارچه صوف پشمى پارچه صوف درشت و راه راه پارچه ضخيم روى تابوت يا قبر پارچه ظريف پارچه ظريفى شبيه مخمل براق پارچه عبايى پارچه فروش پارچه فروشى پارچه فلفل نمکى پارچه قنداقى پارچه لباسى پارچه لباسى نازک پارچه مبلى پارچه محکم و داراى نخ تابيده واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}