@پارچه@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه پارچه نرم و مواج ابريشمى پارچه هاى پشمى پارچه هاى پنبه اى ارزان قيمت پارچه وصله وصله پارچه ى بافته پارچه ى راه راه نخى پارچه ى ساخته شده از پشم آلپاکا پارچه ى قنداق پارچه يا پتوى صخيم قديمى پارچه يا کاغذ باطله پارچه يا لاستيکى که ... چاپ پارچه چرم يا پارچه مندرس چهارچوب پارچه خشک کنى ... علامت گذارى روى پارچه گرد مخصوص سفيد کردن پارچه گره پشم يا پارچه گره و برآمدگى پارچه گيره چهارچوب پارچه خشک کنى کارگر پارچه سفيدکنى ... ماليدن مرهم روى پارچه و زخم و ... کاغذ يا پارچه چرم نما ... قالب هاى دو پارچه آهنى کوک کوچک زير و روى پارچه کوبيدن پارچه با چوب رختشويى واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9