@پارچه@6

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه پارچه نرم و مواج ابريشمى پارچه هاى پشمى پارچه هاى پنبه اى ارزان قيمت پارچه وصله وصله پارچه ى بافته پارچه ى راه راه نخى پارچه ى ساخته شده از پشم آلپاکا پارچه ى قنداق پارچه يا پتوى صخيم قديمى پارچه يا کاغذ باطله پارچه يا لاستيکى که ... چاپ پارچه چرم يا پارچه مندرس چهارچوب پارچه خشک کنى ... علامت گذارى روى پارچه گرد مخصوص سفيد کردن پارچه گره پشم يا پارچه گره و برآمدگى پارچه گيره چهارچوب پارچه خشک کنى کارگر پارچه سفيدکنى ... ماليدن مرهم روى پارچه و زخم و ... کاغذ يا پارچه چرم نما ... قالب هاى دو پارچه آهنى کوک کوچک زير و روى پارچه کوبيدن پارچه با چوب رختشويى واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}