@پارچه@7

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه کيسه پارچه اى کيف پارچه يى محتوى لباس ملوانان الياف يا پارچه پولى استر با پارچه پوشانيدن با پارچه صافى کردن با پارچه مزين کردن تکه پارچه توپ پارچه حاشيه تورى پارچه حاشيه ضخيم پارچه اى که ... خشک کردن پارچه بدون چلاندن آن خواب پارچه داراى صدف يک پارچه دوختن پارچه لباسى راه راه هاى باريک روى پارچه ريشه پارچه ريشه کردن حاشيه پارچه ... ستون يک پارچه سنگى است ... مشتمل است بر پارچه اى که به ... سرتکه پارچه سرتيکه پارچه سه پارچه شستشو و سفيد کنى پارچه طراحى روى پارچه طرح پارچه برجسته چين ... واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}