@پارچه@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه پارچه طرح خانه خانه مورب پارچه عروسک پارچه يى عمل باسمه کردن پارچه لباسى که از اين پارچه درست شود ماشين پرداخت پارچه ماهوت پاک کن پارچه اى ... تور و پارچه پشته بندى ... مزين به پارچه مبلى مغازه پارچه فروشى نخ پارچه بافى را رنگ کردن نقوش و تصاوير بر روى پارچه نوعى پارچه پشمى نوعى پارچه پشمى نرم و محکم نوعى پارچه پشمى و ابريشمى نوعى پارچه پشمى و ضخيم و خشن نوعى پارچه پنبه اى نامرغوب ... نوعى پارچه پنبه اى يا کتانى نوعى پارچه کتانى نوعى پارچه کتانى ظريف نوعى پارچه ابريشمى نوعى پارچه ابريشمى دان دان نوعى پارچه ابريشمى زنانه نوعى پارچه راه راه نوعى پارچه زمخت نوعى پارچه ساده بافت واژه هاى شامل پارچه ـ (211) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9