@چاقو@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چاقو چاقو کشى چاقو تيز کن چاقو زدن چاقو يا شمشير بزرگ با چاقو بريدن با چاقو تيز کردن و تراشيدن دسته چاقو يا کارد زخم چاقو سنگ چاقو تيز کن سنگ چاقو تيز کنى يک نوع چاقو يا شمشير دسته ...