@چاپ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چاپ چکش چاپ چاپ پارچه چاپ کردن چاپ کننده چاپ کننده و يا انتشار دهنده چاپ اصلاح شده چاپ افست چاپ افست کردن چاپ افستى که فيلم ... چاپ اوزاليد که براى ... چاپ برقى چاپ به وسيله ژلاتين چاپ به وسيله عکسبردارى چاپ بى چاپ تازه چاپ جديد چاپ جيبى کتاب چاپ خودکار چاپ روى هم چاپ زدن چاپ زن چاپ سطرى چاپ سفيد يا سايه دار کردن چاپ سنگى چاپ لوس واژه هاى شامل چاپ ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4