@چاپ@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چاپ چاپ مجدد چاپ نشدنى چاپ نشده چاپ نوعى حروف چوبى و بزرگ چاپ يا منتشر شدن چرخ چاپ ... ساختن سرچپق و چاپ چلوار کار چاپ ... يک روى آن چاپ شده باشد ... پاورقى در روزنامه چاپ شود ... روى کاغذ کوچک چاپ شده و دستى ... آماده چاپ کردن اتاق ماشين چاپ اجازه چاپ با چاپ سنگى چاپ کردن با کليشه چاپ کردن بخط قرمز نوشتن يا چاپ کردن ... يا صاحب حق طبع چاپ کردن به وسيله برق چاپ کردن تجديد چاپ جوهر چاپ مخصوص طراحى ... حق چاپ در مجله رسمى چاپ کردن درکاغذ هاى يک ربعى چاپ شده دوبار چاپ کردن واژه هاى شامل چاپ ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4