@چاپ@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چاپ دوباره چاپ کردن دوتايى چاپ شدن روى هم چاپ کردن زنجير چاپ شايستگى براى چاپ طبله چاپ عکس از روى چاپ سنگى برداشتن ... به وسيله چاپ سنگى تهيه ... عکسبردارى به وسيله چاپ سنگى علامت چاپ سفيد در متن کاغذ سفيد ... قرمز نوشته يا چاپ شده باشد غير قابل چاپ فن چاپ قابل چاپ ... کاغذ دوتايى چاپ شده باشد ماشين چاپ ماشين چاپ روزنامه ... سطر براى چاپ آماده مى ... متصدى ماشين چاپ مربوط به چاپ منگنه کن با قابليت چاپ نمونه اول صفحات و مطلب چاپ شده نوک چاپ نوعى چاپ عکاسى که زمينه ... هر نوع ماشين مهرزنى و چاپ زنى واژه هاى شامل چاپ ـ (76) : 1 , 2 , 3 , 4