@چراغ@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چراغ پرتوافکن چراغ چراغ پايه دار چراغ گاز چراغ کوچک اجاق گاز و امثال آن چراغ بادى چراغ برق چراغ بى خطر معدن ذغال سنگ چراغ تاريکخانه عکاسى چراغ ترمز چراغ جلو ماشين چراغ جوشکارى چراغ خاموش کن چراغ خانه چراغ خطر چراغ خوراک پزى چراغ خوراک پزى برقى ... چراغ خوراک پزى ياگرم کن چراغ دريايى چراغ راهنما چراغ راهنماى اتومبيل چراغ راهنمايى چراغ عکس چراغ عقب اتومبيل چراغ علامت توقف وسايط نقليه چراغ قرمز واژه هاى شامل چراغ ـ (48) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}