@چرب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرب پنير نيمه نرم چرب داراى بوى تند چرب گوشت چرب کردن چرب کننده چرب بودن چرب زبان چرب زبانى چرب زبانى کردن چرب و نرم چرب و نرم کردن آدم چرب زبان زبان چرب و نرم زياده چرب يا شيرين فروشندگى با چرب زبانى و فشار لقمه چرب و نرم ماده چرب ماده مومى يا چرب چوپ پنبه نوعى پنير چرب