@چرخ@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرخ پره چرخ چرخ پره دار متحرک کشتى بخار چرخ چاپ چرخ چاه چرخ چه چرخ گردان چرخ کار چرخ کوچک چرخ کوچکى شبيه قرقره چرخ کوزه گرى چرخ آبگرد چرخ افقى بزرگى که ... چرخ باربرى چرخ تسمه چرخ تسمه محرک چرخ خاک کشى چرخ خاردار چرخ خراطى چرخ خوردن چرخ خورى چرخ خياطى چرخ دار چرخ دستى چرخ دستى مامور تنظيف چرخ دلاله واژه هاى شامل چرخ ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5