@چرخ@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرخ چرخ طيار چرخ عصارخانه چرخ فرمان چرخ فلک چرخ فلک سوارى چرخ فلزى که روى ساچمه ... چرخ قرقره چرخ لنگر چرخ لنگر دوار چرخ معدل چرخ ميان چرخ نگهدار چرخ نخ ريسى چرخ هاى ساعت چرخ هواپيما که هنگام ... چرخ يا جراثقال معدن چرخ يا دنده چرخنده ... ... تفريح و چرخ زدن اطفال ... کفش چرخ دار با چرخ کشيدن با چرخ کوچک مخصوص غلتاندن با چرخ دستى يا چرخ ... با چرخ يا دستگيره کشيدن بسرعت چرخ زدن به شکل چرخ واژه هاى شامل چرخ ـ (113) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}