@چرخش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرخش چرخش پذير چرخش آب چرخش انحرافى چرخش بمنظور رو به ... چرخش به چپ چرخش به بالا چرخش به دور چرخش به طرف پايين تپه چرخش به طرف چپ و راست چرخش به يک سو چرخش خارجى اسکى باز چرخش فرفره مانند توپ بازى چرخش ناگهانى کشتى به يک سو چرخش هنگام رقص همراه ... اندازه گير سرعت چرخش باعث چرخش شدن داراى تمايل چرخش به طرف چپ ... به هم وفا در به چرخش سرعت چرخش غير قابل چرخش مانور با نيم چرخش يا نيم دايره محل چرخش مربوط به گردباد و چرخش باد نيم چرخش