@چرخش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرخش چرخش پذير چرخش آب چرخش انحرافى چرخش بمنظور رو به ... چرخش به چپ چرخش به بالا چرخش به دور چرخش به طرف پايين تپه چرخش به طرف چپ و راست چرخش به يک سو چرخش خارجى اسکى باز چرخش فرفره مانند توپ بازى چرخش ناگهانى کشتى به يک سو چرخش هنگام رقص همراه ... اندازه گير سرعت چرخش باعث چرخش شدن داراى تمايل چرخش به طرف چپ ... به هم وفا در به چرخش سرعت چرخش غير قابل چرخش مانور با نيم چرخش يا نيم دايره محل چرخش مربوط به گردباد و چرخش باد نيم چرخش
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}