@چرخنده@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه چرخنده چرخ يا دنده چرخنده اى که حرکت ... ... ماشين غلتک دار يا چرخنده سکوب چرخنده ماشين چرخنده مفصل چرخنده نوعى آتشبازى چرخنده هر چيز چرخنده ... مغناطيسى جسم الکتريکى چرخنده